.......اگر بگذارنـــــــــد

علی صدیقیان بیدگلی

 

نوشته شده در ٢٧ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

 

امام حسین (ع):

«اَلناسُ عَبیدُ الدُنیآ وَ الدینُ لعُقُ عَلی اَلسِنَتَهِم یَحُوطُونَهُ ما دَرَت بِهِ مَعائِشُهُم»

 

«مردمان بندگان دنیایند. دین را بر زبان می دارند چندانکه زندگانی خود را بدان سر و سامان دهند.»

 

قیام حسین (ع)/ دکتر سید جعفر شهیدی/چاپ بیست و هشتم 1381/ دفتر نشر فرهنگ اسلامی

 

نوشته شده در ٢۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

 

نوشته شده در ۱٦ آذر ۱۳۸٩ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

 برای تمام دختران قالیباف:

 

چه سرنوشت عقیمی کشاند لیلا را

کنار نقشه ی قالی نشاند لیلا را

 

بلوغ نورس او را مرور کرد ارباب

و از شرنگ دو چشمش چشاند لیلا را

 

به جز زُمختی دستی که میزدش سیلی

به خویش گرمی دستی نخواند لیلا را

 

کسی نگفت به جز اشک سرخ رگهایش

به روی هر گل قالی چه ماند لیلا را؟

 

شبی فرشته ای آمد که مهربانانه

به آرزوی بزرگش رساند لیلا را

 

تن شکسته ی او را به آسمانها برد

و از تمامی غم ها رهاند لیلا را!!

                                                                           محمد رضا حسینی مود-بیرجند

 


گاهی وقتها برای بعضی از شعر ها  یا نوشته ها باید به  دنبال عکس مناسبی  باشی،اما اینبار این عکس مرا به یاد این شعر انداخت.گمان میکنم تناسب زیادی ،میان  شعر و عکس وجود داشته باشد.

در این شعر درد هست و فریاد و در نگاه دخترک هم و  همچنین  آرزوهای بر باد رفته و خشم های سرکوب شده که خدا میداند کی و کجا سر باز خواهد کرد و حسرت و حسرت و حسرت!!!

من نمیدانم با وجود رکود صنعت فرش دستباف هنوز هم دختران قالیباف در شهرم و کشورم مانند سابق به استثمار کشیده میشوند یا نه؟ اما میدانم که دختران کار و در مجموع ،کودکان کار هنوز هم هستند، شعر بالا تقدیم به همه ی آنها.

.........................

 این شعر را در دفتر اشعارم نوشته بودم. به تاریخ:13 بهمن 76.گذر ایام و..... همین.

نوشته شده در ۸ آذر ۱۳۸٩ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

 

آیا میدانستید که اصل و نسب برخی از کلمات که در فارسی عامیانه بکار میروند،و برخی از ما هر روز از آنها استفاده میکنیم،شکل دگرگون شده ی همان لغات در زبانهای بیگانه هستند؟

به عنوان مثال:

1-زِپِرتی(zeperti):

در واقع،زپرتی اصطلاحی روسیست و استفاده از آن؛یادگار زمان قزاقهای روس در ایرانست.در آن موقع،هر گاه سربازی به زندان می افتاد،میگفتند:«یارو زپرتی شده». این واژه کم کم این معنا را به خود گرفت که وقتی،کار وبار کسی خراب شد،به آن شخص؛زپرتی میگفتند.

 

2-هَشَلهَف:

این واژه ،موقعی وارد زبان فارسی شد که عبارت انگلیسی :I shall have ،از لحاظ تلفظ،مورد پسند ایرانیان قرار نگرفت.!!

 

3-چُسان فُسان:

این کلمه از لغت روسی cossani fossani  ،به معنای «آرایش شده و شیک پوش»، وارد زبان عامیانه شده است.

  

4-شِر و وِر(chariaver):

این لغت،برگرفته از یک  واژه فرانسوی، به معنای «همهمه و هیاهو»ست .

 

5-لگوری یا دگوری :

این لغت،یادگار دوران سربازخانه های ایران در زمان تصدی سوئدیها در ایرانست .البته این لغت، در زبان آلمانی به «فاحشه های نظامی» خطاب میشود.

 

6-فَکَسَنی(fkussni):

یک واژه ی روسی،به معنای« بامزه» است.و در زبان عامیانه به معنای« بیخود و مزخرف» بکار میرود.

 

7-نُخاله(nakhal):

باز هم یادگار سربازخانه های روس در ایرانست. که در زبان روسی به« آدم بی ادب و گستاخ» ،nakhal

گفته میشود.اما در محاورات عامیانه؛برای اشاره به چیز اسقاطی و به درد نخور،استفاده میشود.

 

8-پارتی بازی:

پارتی(partie)واژه ای فرانسوی و به معنای «حزب» است.(در انگلیسی:party).در واقع،پارتی بازی همان حزب بازیست که در کشورهای اروپایی معنای بدی ندارد،اما در نزد ایرانیان با معنا و مفهومی منفی،آمیخته شده است.

در زمان احمد شاه قاجار،دو حزب «اجتماعیون اعتدالیون» و «اجتماعیون عامیون»،از آنجا که همه ی امور سیاسی را در قبضه ی قدرت خود داشتند و میکوشیدند ،اعضا و هواداران خود را-با صلاحیت یا بی صلاحیت- به مناسب حساس بگمارند،

این واژه،بار معنایی منفی به خود گرفت وهمان شد که الان در اذهان همه هست.

..................................

پ.ن1:

با کلمات زپرتی و شر و ور و فکسنی و نخاله یک جمله بسازید:

در کشور ما هر کس بخواهد شر و ور کند او را به زپرتی کهریزک میبرند؛اما بعضیها......(خب نمیخوام جملمو کامل کنم. چیه؟ میخواین منو زپرتی کنن؟)

................................

پ.ن.2:

احساس من اینست که لغت« پارتی بازی» با آن بار معنایی منفی، در کشور ما معنا و جایگاهی ندارد. اینجا همه چیز نرمالست.ندیده ایم و نشنیده ایم که از آن استفاده شود،لذا پیشنهاد میکنم ،این لغت از دایره ی لغات ملت ایران حذف شود ،چرا که واژه ای  مهجور و غیر کاربردیست!!!

 

 

نوشته شده در ۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

Design By : Pars Skin