.......اگر بگذارنـــــــــد

علی صدیقیان بیدگلی

                 سلام دوستان.

                        حتما خیلی نگرانم شدید. درسته؟عینک

 خب من اینجام. یعنی کاشانم،نگران نباشید. چند روزه دارم عین یه حیوون خاصی که                  اسمشو نمیتونم بیارم کار میکنم.

کارام تمومی نداره. یه خورده سرم خلوت شده ،ولی هنوز کار هست. جمعه بارها رو ریختیم تو ماشین و تو بهترین زمان ممکن یعنی 2/5 ظهر رسیدیم کاشون، آتیش از زمین و آسمون میبارید. چند تا نیروی کمکی هم داشتیم(خب شهر خودمونه ،غربت و اینا تموم شد دیگه). داغون شدم(ببینید من بی ادبی حرف نمیزنم،وقتی میگم داغون شدم،هر کی میخواد، جمله ی  بی ادبیشو خودش بذاره جای اون جمله)

آقا ما ADSL مون وصل شده،حال میکنیم اساسی. یعنی هی میریم تو وبلاگا،هی ایمیلای نخوندمونو میخونیم،هی عکس باز میکنیم و SAVEمیکنیم،هی به خودمون بد و بیراه میگیم که چه زجری میکشیدیم تو مبارکه با این DIAL UP و حالیمون نبود، بعدم بر میگردیم حمالیای خونه رو انجام میدیم.

اَه اَه چقدر بدم میومد از اونایی که تو وبلاگاشون از کارای روزانشون مینوشتن،کلییم خودشونو لوس میکردن،حالا خودم اینجوری مینویسم، دلیل داره خب.ببینید انتقالیمو که گرفتم،دیگه به کی بپیچم آخه؟توآموزش و پرورش کاشانم که هنوز با کسی درگیر نشدم که ازش بد بنویسم.سیاسی هم که اگه بنویسم به سرنوشت آقا محمد خان قاجار مبتلا میشم،خب چیکار کنم دیگه؟ حق ندارم؟ نه،خداییش حق ندارم؟

از اون روزی که تو یکی از پستامون کوچه بازاری نوشتیم ،خوشمون اومد از این لحن،بعدشم هم استقبال شد از این سبک هم این چند روز که داریم با یه عده بازاری سر وکله میزنیم،این لحن ماسیده کلا.

آقا هی پول میدیم،هی پول میدیم.خب نه که ده سال اصفهان بودیم،اصفهانی شدیم دیگه،آی زور داره،آی بده این پول دادن.

چند روز نبودیم،این آقای عنایتی وبلاگشو تعطیل کرد،فرصت نشد دلیلشو بپرسم هرچند خودم میدونم چی شده. سید علوی،تو دیگه چته آخه؟حالا من سرم فارغ بشه،میام یه روز ریش سفیدی میکنم ببینم چی میشه جریان.

آهان راستی داشت یادم میرفت.دیروز سالگرد ازدواجمون بود. دو سال پیش بعد از جشنی که تو شمال گرفتیم،اومدیم مبارکه،دو نفری،تک و تنها و امسالم که اینجاییم. اینجوریاس دیگه.ببینید سرمون شلوغ بود،دیگه به جشن و هدیه و کلا سوسول بازی نرسیدیم. حالا هی خانوما کامنت نذارن بگن بی احساسی و این حرفا، نشد دیگه.

این خونمون آی بزرگه،کلا 63 متر. چپ و راست به دیفال میخوریم. 

یه چند تا عکس میذارم تو ادامه مطلب واستون. زیباترین باغ جهانه. البته میتونید تصور کنید خونه ی منم هست،مختارید.

کلا این ندید پدید بودنم خیلی فاز میده. 

 


نوشته شده در ۳ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط علی صدیقیان بیدگلی همراهــان ()

Design By : Pars Skin