سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم....

 برای همسرم،برای شروینم: 

 

سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم

رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم

 

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم 

 

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

نه در اندیشه که خود را زکمندت برهانم 

 

نه مرا طاقت غربت نه  تو راخاطر قربت

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم 

 

سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم....

 

 

پ..ن1: این شعر رو دیشب با صدای جادویی استاد محمد نوری شنیدم،عجیب به دلم نشست. از دستش ندید....

پ.ن 2:اعتراف میکنم که دیگه کم آوردم  تو ی تنهایی..... (جالبه که حوصله ی جمع رو هم ندارم)

 

پ.ن 3:این آهنگ رو میتونید از اینجا دانلود کنید.

 

/ 56 نظر / 233 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س-ر

حالا "اگر نگذارند...." نمی خواید آپ کنید؟

فرزانه

سلام آقا. آپ نمی فرمائید[مغرور]

ح ع

علی آقا من توصیه می کنم دس از قد گری هایت بردار از خونه بیا بیرون. در هر حال: با سلام امروز صبح حاج آقای سربلوکی زنگ زد و گفت دوست دارد جمعه ی آینده ( هشتم آبانماه/ ساعت سه و نیم بعداز ظهر ) یک جلسه ی شعرو گفت و گو و خنده و گور پدر این دنیا و این جور چیزها با حضور بچه های نقد کتاب در باغش داشته باشد. من فکر می کنم نون و پنیر و سبزی هم در کار خواهد بود. خلاصه اینکه حقیر پاشنه های کفشش را ور کشیده است. اگه شما هم دوست دارید بسم الله

ح ع

با عذر خواهی عدد 8 آبان به 14 تبدیل می گردد.

مرمر

سلام فکر میکردم حالا که پدرش دی انرژی مصاعف میگری و سوبله مینویسی اقا تاخیر داری.. البته به نفعه منه.. سر فرصت میخونم.

نسرین

سلام هنوز هم که کم پیدایین؟ مثل اینکه کوچولو خیلی سرتون را گرم کرده...

وفا

سلام.. ممنون که به وب ما سر زدید تولدشروین کوچولو رو بهتون تبریک می گم امیدوارم که همیشه سالم و شاد باشه راستی ماهم ساروی هستیم ..

اسی

سلام علی.اول به خودت و خانومت تبریک میگم.دوم میگم بی معرفت تو نباید یه سراغی از ما بگیری.سوم پسرت خیلی قشنگه و به تو نرفته بیشتر شبیه خانومته.چهارم از وقتی تو رفتی کسی نیست بهش بخندیم.و اخر انشا ءالله همیشه بخندی.

اسی

یارب مبادگدایی که معتبرشود. سلام.حالادیدی اسمون همه جا یه رنگه.10 سال حسرت رفتن راخوردی ولی وای به روزی که بگندد نمک. میلادچیزی نگفته.توکه شماره منو داری زنگ بزن.(علی گدا)وگرنه مجبور میشیم بیایم خونتون چون دلم برای اش چغندرخانمومت تنگ شده.