آغاز سال نو با شادی و سرور.....

 

امروز اول مهر بود.اگر کسی گمان میکند که این پست را به مناسبت بازگشایی مدارس گذاشته ام تا جملات کلیشه ای و نخ نما شده را به خورد(آقای عنایتی؛اینبار درست نوشتم؟) خلق الله بدهم ،سخت در اشتباهست.

خدمت دوستان و سروران عزیزم عارضم که حتما با صدا و سیمای حمید رضا حاجی بابایی،وزیر محترم آموزش و پرورش آشنایید.اگر بجا نیاوردید ،کمی راهنمایی میکنم.(خب طبیعیه،مشغله ها زیاده این روزا و عده ای سوء حافظه!! دارن)همان وزیری که هر چند روز یکبار(معمولا 3 روز یکبار) عادت به ظاهر شدن بر صفحه ی تلویزیون را دارد و معمولا با جملاتی از این دست:خبر های مسرت بخشی،برای فرهنگیان داریم و....جملات پرطمطراق خود را آغاز میکند.مطمئنم که کاملا بجا آوردید.

از «کارت بیمه ی طلایی فرهنگیان» چطور؟ چیزی شنیده اید؟ خب اگر نشنیدید،خودم داستانش رابرایتان  تعریف میکنم تا دور همی کمی بخندیم .

در آستانه ی هفته بزرگداشت و نکوداشت  مقام شامخ و متعالی معلم و این چیزا،بنا به عادت هر ساله،که خبری را بارها و بارها در بخشهای خبری و سایتها و روزنامه ها در مورد ارائه خدمات جدید به فرهنگیان اعلام میکنند(وای چه جمله ای شد)،اینبار قرعه به نام «بیمه طلایی» در آمد. بیمه ای که قرار بود در کنار دفترچه خدمات درمانی،خدماتی تقریبا رایگان در ازای دریافت ماهیانه 12000 تومان به فرهنگیان ارائه دهد.بنا بود نیمی از این مبلغ را آ.پ و نیمی دیگر را فرهنگی خوشبخت بپردازد،نشان به این نشان که تمامی این 12000 تومان راخودمان تاکنون پرداخته ایم.

                                                                                                                                                                                                12000×6×2=144000

(6 موجود در محاسبات،یعنی 6 ماه و 2 موجود یعنی دو نفر و 144000 هم یعنی پول ناقابلی که از ابتدای سال تاکنون پرداخته ایم.)

از ماه پیش که این کارت را با سلام و صلوات دریافت کردیم،تقریبا تمامی پزشکان و داروخانه ها و آزمایشگاهها از پذیرش آن سرباز زده اند. جملاتی مثل: "این چی هست؟"که در هنگام ارائه این کارت با گردنی کج شنیدیم،تحقیر مضاعفی بود که البته سالهاست بدان عادت کرده ایم.

این روزها همسرم به مناسبتی در خانه پدریش است(اَه اَه انقدر بدم میاد از اونایی که مثلا رمزی حرف میزنن واطلاعات نمیدن،حالا خوبه نصف لینکام  میدونن واسه چی شماله!!)برای انجام معاینه ای باید به دکتر مراجعه میکرد،از طریق سایت بیمه ایران ،کلیه پزشکان طرف قرارداد با بیمه طلایی در شهر ساری را پیدا کردم و اسامی را از پشت تلفن برایش خواندم ،پس از آنکه همسرم با تک تک مطب ها تماس گرفت،،نتایج جالب بود:

4 نفر از پزشکان محترم،ساری را به مقصد تهران ترک کرده بودند و یکی دیگر هم فوت کرده بود!!!(اطلاعات به روز رو دارید؟ تمام تغییرات، لحظه به لحظه، ثبت میشه)

خلاصه اینکه دو عدد کارت بی خاصیت،به تمام چیزهای بی خاصیت منزل ما (از جمله خودم) اضافه شد.

10 سالی که در مبارکه بودم،شهر و شان در دست کارکنان مجتمع فولاد مبارکه بود.در کنار حقوقهای نجومی دریافتی،تسهیلات اعطایی و البته بدون منت به کارکنانی که خیلی هایشان مدرک تحصیلیشان سیکل و دیپلم بود،داغ دل ما را تازه میکرد.

برادر من،حاجی بابایی عزیز،نکن فدایت شوم. اینجوری با شان و  کرامت همکاران سابقت بازی نکن.حالا گیرم که با این مانورهای تبلیغاتی؛راه را برای ریاست جمهوری دوره بعد هموار هم بکنی،گیرم که موفق هم شدی،اما با چه قیمتی بزرگوار؟؟!!

............................

پ.ن.1:

یازدهمین سال تدریسم را امروز شروع کردم. برای اولین بار،روز اول مهر ،درس هم دادم.دبیرستانی غیر انتفاعی بودم(انشاء الله ریا نشود) و از زیر کار نمیشد در رفت ،خلاصه که سخت گذشت.

.........................

پ.ن.2:

وای به حال کسی که پ.ن. بالایی رو بخونه و بگه: شما فرهنگیا همیشه تعطیلید،تا تقی به توقی میخوره اعتصاب میکنید،عید که کلاس نمیرید و این حرفا. ببینید عزیزان من،این حرفا رو یه عده با اهداف خاصی انداختن تو دهن ملت تا فرهنگی رو بزنن تو سرش و خداییش هم تا الان موفق شدن.

...........................

پ.ن.3:

آقای احمد آقا،همشهری عزیز،این مطالب چیه که تو وبلاگت مینویسی؟(اینجا و اینجا) اون عکسی که گذاشتی و محترمانه؛13 میلیون نفر رو پنگوئن!!! خطاب کردی چه معنایی داره؟ ما که اسم داشتیم برادر من،ما خس و خاشاک بودیم،اسم نمیخواستیم دیگه.

علی آقا،فامیل بزرگوار،با این کامنتات مثلا چی رو میخوای ثابت کنی: که طرفدارای موسوی، هم جلبکن هم لجن!!!.عزیز من این قلمه دست تو و قداست داره. قرآن که رو طاقچه اتاقتون هست؟ بازش کن و ببین اونجا رو که خدا به قلم ،قسم یاد میکنه:ن والقلم و ما یسطرون.

شما که همه رو از دور خارج کردید،شعارتون بود که: ما میتوانیم،خب تونستید؛خوبم تونستید. دیگه چی میخواین؟

احمد آقای محترم،از مقایسه آقای منتظری (بقول شما پدر معنوی جریان فتنه)با هارون الرشید کجا رو میخوای فتح کنی؟چرا عنان قلمت در دست خودت نیست؟ چرا اون به تو سواره به جای اینکه تو به اون مسلط باشی؟

(هر چند میدونم حقوق خوندی و سفسطه بافی ها و مغالطه هات رو هم دیدم.بعید میدونم این حرفا تاثیری بذاره)

اون شاهزاده حسین که کنارتون هست؛گاهی نگاهی هم به اونجا بنداز،جای آخرمون همونجاست،آرومتر برادر،آرومتر.

امیدوارم،این حدیث علی (ع) رو  با توهینای خودتون از بین نبرید:

فرزند انسان را با غرور چه کار؟ او که ابتدای خلقتش از نطفه ای نجس و در طول حیاتش هم حامل نجاست و در آخر کار هم،مرداری نجس است.

...........................

پ.ن.4:

این عکس غیر فتو شاپی رو هم ببینید:

                                                                                        

 

/ 59 نظر / 101 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیوند

علی جان سلام لطفا عکس خودتو عوض کن می ترسم آخرش صدا بده آخه بد جوری نشسته ای .اینطوری نشستن فقط توی توالت

ح ع

با سلام خدا سلامتی بدهد به حمزه ی زینلی ( محله ی دروازه ). سالها پیش در دوران کودکی من ایشان یک دلخوری از خانواده ی ما داشت که حق هم با او بود .ولی توان جبران نداشت. من در یک شب بهاری داشتم از رویروی مغازه ی مرحو م ستاری ( جنب خانه ی فعلی استاد ستاری ) رد می شدم . در اینجا معمولا تعدادی از مردم محله ی دروازه حمع می شدند و اختلاط می کردند. در حین عبور من حمزه با صدای بلند مرا صدا زد وگفت: آهای بچه حمومی ! بابات خیلی آدم خوبیه .اما فلان فلان فلان عموهات! و بعد قهقه ی مردم بود که بلند شد. یادکرد احترام آمیز دکتر کبرایی از یک شهید ( که قطعا در صدق این یادکرد شکی نیست ) و نفرین او به جنگ که تقریبا حرف دل همه ی ملت ایران بخصوص خیلی از خانواده های شهداست مرا به یاد رندی های همان مرد به ظاهرساده دلی انداخت که یک عمر با بد بختی زیسته است و همواره عقده هایش را با طنز بیان کرده است. ولی من الان منتظرم ببینم که کی یک نیروی نان خور جنگ فریاد بر خواهد آورد و با تاسی از سردمداران مملکت خواهد گفت: ای وابستگان به استعمار و اجانب ! ما شهدا را به دست آورده ایم نه اینکه از دست داده باشیم.

ح ع

جناب آقای بیدگلی با سلام مجدد هیچ وبلاگی ملزم نیست همه ی کامنت هایی که برایش ارسال می شود را تایید کند. اما هیچ وبلاگی هم حق ندارد مفهوم اصلی یک کامنت را به صورت گنگ و ناقص بیان کند. بر فرض اگر پای مسائل امنیتی یا ناموسی ( که دیگر در جامعه ی ما معنای مسخره ای پیدا کرده است ) یا مسائل اخلاقی هم در میان باشد را می توان با قرار دادن چند نقطه یا خط فاصله در حد لازم بیان کرد که ضربه ای به ارسال کننده یا صاحب وبلاگ نخورد. من درکامنت مربوط به تصویر دخترک از دروغ های احمدی نزاد سخن گفته بودم و عین متن هم در وبلاگ خودم موجود است.ولی تو در نگارش مطلب رعایت ویرایش را نکردی و بدون نقطه کلمه ی احمدی نژاد را حذف کردی. من واقعا اعتقاد دارم زندگی را نباید همین طور مفت و مجانی از دست داد. ما حد اقل در برابر زن و بچه هایمان مسئول هستیم که امنیت آنها را سلب نکنیم. ولی وقتی در روز روشن در کوچه و خیابان هتک حرمت می شویم و برای یک لقمه ی نان از سوی هر گدا زاده ای به عنوان نیروی ارزشی تهدید می شویم دیگر این زندگی چه ارزشی دارد که برای از دست دادن آن واهمه داشته باشیم؟

میر سِدعلی

سلام علی آقا مخلصیم علی آقا فعلا این آیه رو بخون تا خدمتت عرض نمایم این هم یکی از لحن های قرآنه. سوره اعراف وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾ و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد!مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!

فال

سلام یاد آهنگ همشاگردی سلام افتادم خاطره اش برام زنده شد[گل][شوخی]

باقری

سلام آقای پدر[لبخند] صمیمانه تولد آقا پسرتون را تبریک میگم. امیدوارم زیر سایه شما و همسر محترمتون به بهترینها دست پیدا کنه. تولدش مبارک[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بی امان

سلام آن مرد در باران آمد؟! مانا باشید.

بی امان

سلام 5 اکتبر روز جهانی معلم بر شما همکار گرامی مبارک باد مانا باشید

همین نزدیکیها

قدم نورسیده ات "شروین" مبارک.