فرشته و لیلا

 برای تمام دختران قالیباف:

 

چه سرنوشت عقیمی کشاند لیلا را

کنار نقشه ی قالی نشاند لیلا را

 

بلوغ نورس او را مرور کرد ارباب

و از شرنگ دو چشمش چشاند لیلا را

 

به جز زُمختی دستی که میزدش سیلی

به خویش گرمی دستی نخواند لیلا را

 

کسی نگفت به جز اشک سرخ رگهایش

به روی هر گل قالی چه ماند لیلا را؟

 

شبی فرشته ای آمد که مهربانانه

به آرزوی بزرگش رساند لیلا را

 

تن شکسته ی او را به آسمانها برد

و از تمامی غم ها رهاند لیلا را!!

                                                                           محمد رضا حسینی مود-بیرجند

 


گاهی وقتها برای بعضی از شعر ها  یا نوشته ها باید به  دنبال عکس مناسبی  باشی،اما اینبار این عکس مرا به یاد این شعر انداخت.گمان میکنم تناسب زیادی ،میان  شعر و عکس وجود داشته باشد.

در این شعر درد هست و فریاد و در نگاه دخترک هم و  همچنین  آرزوهای بر باد رفته و خشم های سرکوب شده که خدا میداند کی و کجا سر باز خواهد کرد و حسرت و حسرت و حسرت!!!

من نمیدانم با وجود رکود صنعت فرش دستباف هنوز هم دختران قالیباف در شهرم و کشورم مانند سابق به استثمار کشیده میشوند یا نه؟ اما میدانم که دختران کار و در مجموع ،کودکان کار هنوز هم هستند، شعر بالا تقدیم به همه ی آنها.

.........................

 این شعر را در دفتر اشعارم نوشته بودم. به تاریخ:13 بهمن 76.گذر ایام و..... همین.

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خبرنگار

[گل]سلام. خسته نباشید آقای صدیقیان این پست شما انگیزه ای در من ایجاد کرد که درمورد رکود صنعت قالیبافی و مشکلات قالیبافان شهرستان گزارش تهیه کنم. امیدوارم همیشه موفق و موید باشید

مریم سادات

سلام عمو شروین خوبه؟؟؟ من سرم شولوغ بود دیر آپ کردم سر بزنید ممنون[لبخند]

ح ع

سلام می دانم که روزهایت همه پر است. بچه داری هم مزید بر علت می شود. با این حال من بعضی روزها به پیاده روی می روم . جمعه ی آینده هم می رویم کوه. اگر خواستی یک زنگ بزن.

فرانک

حرفت قبول اما متاسفانه یا خوشبختانه باید بگم خیلی از این دختران از زندگی خود راضی اند. من از نزدیک خیلی از این دختران روستایی قالیباف را دیده ام . تمام زندگی آنها در تار و پود نقش قالی خلاصه می شه. اکثرشون از اینکه کمک خرج خانواده اند خشنودند.

مسعود

سلام دوست ارجمندومحترم پیشاپیش ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبداللله الحسین(ع) و برادر غیورش حضرت ابوالفضل العباس و همه یاران آن قافله خون را به شما عزیز بزرگوار تسلیت مینمایم زین غصه حوریان به جنان گریه می کنند پیغمبران چو ماتمیان گریه می کنند ارواح کاینات عیان گریه می کنند جن و ملک بر آدمیان گریه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است شاهی که بود فاطمه را نور هر دو عین ما را ازوست چشم شفاعت به نشٲتین شد پاره پاره پیکرش از خنجر و سنین خورشید آسمان و زمین ماه مشرقین پرورده کنار رسول خدا حسین ما یک نمونه ایم ز دستان کربلا ما یک اشاره ایم به عنوان کربلا گرییم در عزای شهیدان کربلا کشتی شکست خورده طوفان کربلا در خاک و خون فتاده به میدان کربلا گردید کفر باطنی دشمنان عیان لب تشنه شاه را بگرفتند در میان ناید حدیث تشنگی شاه در بیان از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا درد و بلای ما نه یک است نه ده نه صد ایوب می برد به صبوری ما حسد در خاک و خون فتاد ز لب تشنگان جسد زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا ابن زیاد از صف فردا نکرده شرم ا

شاهزاده احسان میرزا

درود بر علی خان صدیقیان...چطورید.... داستان فرش ایرانی به جاهای بدش رسیده....غم داریم از رکود این صناعت

خبرنگار

با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ، ولی ... با حسین بودن کجا ... و یا حسین گفتنن کجا ...؟! ستاره بود و شفق بود و فصل ماتم بود بساط گریه برای دلم فراهم بود یکی کنار حسینیه چاووشی می خواند اگر خطا نکنم صدای آدم بود برای عرض تبرک به ساحت گریه فرشته منتظر دستمال اشکم بود چگونه گریه نریزد از نگاهمان وقتی زمان خلقتمان اول محرم بود چرا به آمدن مادرش یقین نکنم در آن حسینیه ای که خود خدا هم بود در این شبهای حسینی بیاد هم باشیم[گل]